دل سپرده
عشق کلید شهر قلب است به شرط انکه مثل دلت هرز نباش توبهترین وخوشگل ترین دوستی که داری منم اگه تموم زنبورها نیشت بزنن حقت چون خیلی گلی اون چیه اولش منم دومش تویی سومش زبان.....گل گاو زبان..... پرتو خورشید ز درکوهستانی به نام عشق رشته کوهیست به نام ودر ان حوالی رودیست به نام صفا وبه چشمه ای میریزد به نام وفا وهر دو به رود خانه ای میریزند به نام وداع خواستم دسته گلی تقدیمت کنم دیدم پژمرده شدبه همین جهت (س) را از سوسن گرفتم (ل)راازلاله گرفتم (الف)را از اطلس گرفتم (م)را از مریم گرفتم و ان را به عنوان دسته گلی تقدیمت میکنم امیوارم این دسته گل را به عنوان سلام از من بپذیرید جذاب ترین کلمه:اشنایی
متین ترین کلمه:دوستی
ارام بخش ترین کلمه:محبت
پاک ترین کلمه:وجدان
تلخ ترین کلمه:تنهایی
زشت ترین کلمه: خیانت
سخت ترین کلمه:جدایی
فراموشت شده ان روز زیبا
به همراه صدای باد بودیم
به دور از کینه هاو دشمنیها
میان کوه ودره شاد بودیم
فراموشت شده ان روز با هم
سفردر کوه ودشت اغاز کردیم
درعشق وامید ودوستی را
به روی خلق دنیا باز کردیم
اگر پروانه باشم میان باغ گلها
غزل می خوانم ارام برای یاس تنها
اگر یک رود باشم روان میگردم ازکوه
زدلها میزدایم غبار دردو اندوه
اگردریاچه باشم پراز موج وپراز اب
همیشه میرسانم سلامم را به مهتاب
د که با هر کلیدی بازشود
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مها جر دارد
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هوا پیماست
زندگی شاید یک خیال راز است که هر روز خاطره ای از ان می گذرد
ومن میگویم زندگی رهگذری است که باید در ان گل مهر و گل عشق و گل شادی کاشت
مژده ای مرغ چمن فصل بهار امد باز
موسم می زدن و بوس وکنار امد باز
وقت پژمردگی وغمزدگی اخر شد
روز اویختن از دامن یار امد باز
مردگیها وفرو ریختگیها بشدند
زندگیها بدو صد نقش ونگار امد باز
ردی از روی چمن بار فرا بست و برفت
گلبن از پرتو خورشید ببار امد باز
ساقی و میکده ومطرب ودست افشانی
بهوای خم گیسوی نگار امد باز
محبت